(◕‿◕)گوزوک (◕‿◕)

از بس گوزیدی خشتک پاره شدی

خاطره ی گوزی

یه روز خاله اینا اومدن خونمون همه نشسته بودیم و داشتیم صحبت میکردیم داشتم با دختر خاله شوخی میکردم که یهو دستم خورد به شکمش اونم که بدش  میومد پرید هوا Emoticon

وقتی که نشست رو زمین زاررررررررررررررررررررررت از زیرش در رفت همه داشتن منفجر میشدن ولی چون دختر خالم بزرگ بود به روی خودشون نیاوردن که یه دفعه خودش زد زیر خنده و بعد همه از خنده منفجر شدن .Emoticon


برچسب‌ها: گوزو, خاطره ی گوزی, گوز, گوزوک, جوک جدید
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393ساعت 16:44  توسط گوزوک تنها  |